مناجات
در تنور غمش قرارم سوخت
نه قرارم که روزگارم سوخت
زل زدم بس به جاده خورشید
عاقبت چشم انتظارم سوخت
جاده عاشقی شرربار است
اول راه کوله بارم سوخت
من و امید هم قطار شدیم
در تب خوف هم قطارم سوخت
روز وصلت نمی رسد از راه
ساعت ثانیه شمارم سوخت
فصل بی آبی است ای باران
در بیابان گل بهارم سوخت
روضه
صحبت از آب شد کباب شدم
جگرم سوخت چشم تارم سوخت
آه از ان دم که مادری می گفت
از عطش طفل شیرخوارم سوخت
ادامه مطلب
برچسب: اشعار شب هفتم محرم,اشعار شب هفتم محرم حضرت علی اصغر,اشعار شب هفتم محرم جدید,شعر شب هفتم محرم,متن اشعار شب هفتم محرم,اشعار نوحه شب هفتم محرم,اشعار روضه شب هفتم محرم,متن شعر شب هفتم محرم,شعر درباره شب هفتم محرم,شعر واحد شب هفتم محرم,
نویسنده: مریم محمودی