مناجات
....... این غم دل شکن را (*)
رها کن زدوری خود مرد و زن را
به پاییز پایان بده با حضورت
بهاری عطا کن خزان چمن را
بیا و به پای قدمهایت آقا
جدا کن سر مانده بر روی تن را
میایم به این روضه ها تا بگیری
دمی دست خالی این سینه زن را
به ذکر حسین تو دل داده ام من
که گوشم دگر نشنود هر سخن را
حسینی بگو تا که ز آهت بسوزیم
بساط غم روضه بی کفن را
به آه یتیم عریب مدینه
که سوزاند از آتشش انجمن را
قدم رنجه کن جان زهرا و امشب
بخوان روضه قاسم ابن الحسن را
ــــــــــــــــــــ
(*) با عرض پوزش متأسفانه این مصرع بریده شده و در فایل ضبط شده واضح نبوده
ادامه مطلب
برچسب: اشعار شب ششم محرم,اشعار شب ششم محرم حضرت قاسم,اشعار شب ششم محرم لطیفیان,اشعار شب ششم محرم 91,اشعار شب هفتم محرم,متن اشعار شب ششم محرم,اشعار روضه شب ششم محرم,اشعار نوحه شب ششم محرم,متن اشعار شب هفتم محرم,شعر درباره شب ششم محرم,
نویسنده: مریم محمودی